ازدواج های ساده و بدون تشریفات

 

      سؤال: چه تسهیلاتی برای اشتغال و ازدواج دانشجویان در نظر گرفته شده است؟  پاسـخ : در دیداری که چندی پیش با شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتم، مجدّداً درباره اشتغال فارغ‌التّحصیلان - که به نظر من بسیار مسأله مهمّی است - تذکّر دادم و دنبال آن هستم. اخیراً هم به بعضی از مسؤولان بلندپایه کشور، بخصوص به شورای عالی اشتغال توصیه کردم، که بحمداللَّه ترتیب اثر هم داده شد و کارهایی را انجام میدهند.  امیدواریم که بخشی از مشکل اشتغال نیروهای متخصّص - که بسیار مهم است - به همّت مجلس و دولت و شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسؤولان ذیربط حل شود. البته یک مقدار آن هم مربوط به وضع کلّی اقتصاد کشور است که نمیتوان به رفع تمام مشکل در کوتاه‌مدت امیدوار بود؛ اما یقیناً کارهای مهمّی را میشود انجام داد.  البته مسأله اشتغال با مسأله ازدواج ارتباط هم دارد و یکی از موانع ازدواج، همین مسأله اشتغال است؛ لیکن در مورد ازدواج، من عرض کنم: عزیزان من! موانع فرهنگی ازدواج را دست کم نگیرید. ازدواج برای جوانان لازم است و جوانان هم آن را میخواهند. البته موانعی هم وجود دارد، ولی همه موانع، اقتصادی نیست. موانع اقتصادی بخشی از مشکل است. عمده، موانع فرهنگی است - عادتها، تفاخرها، تکاثرها، چشم و هم‌چشمیها، تجمّل‌طلبیها - اینهاست که یک مقدار نمیگذارد آن کاری که باید انجام گیرد، صورت پذیرد. باید شما و خانواده‌هایتان این گره‌ها را باز کنید. من از ازدواجهای دانشجویی که هرسال برگزار میشود، بسیار خشنود و خرسندم.  اگر عادت کنند که ازدواجها را ساده، بیپیرایه و بیتشریفات انجام دهند، فکر میکنم که بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. اساس ازدواج در اسلام بر سادگی است. در اوایل انقلاب نیز همین‌طور بود؛ منتها متأسفانه این فرهنگِ تکاثر و تفاخر و سرمایه‌داری یک خرده کار را مشکل کرد. متأسفانه بعضی از مسؤولان هم با ازدواجهای کذایی خانواده‌هایشان، مشکلاتی را درست کردند.     والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌     بیانات امام خامنه ای در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر  ۱۳۷۹/۱۲/۰۹

 

اگر عادت کنند که ازدواجها را ساده، بیپیرایه و بیتشریفات انجام دهند، فکر میکنم که بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. اساس ازدواج در اسلام بر سادگی است. در اوایل انقلاب نیز همین‌طور بود؛ منتها متأسفانه این فرهنگِ تکاثر و تفاخر و سرمایه‌داری یک خرده کار را مشکل کرد.

 

ادامه نوشته

جشن ازدواج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر

 

 

جشن ازدواج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر در دانشکده مکانیک برگزار شد

سال 1395

مسابقه دانشجویی نجات تخم مرغ

 

مسابقه دانشجویی نجات تخم مرغ عصر چهارشنبه 18 اسفند 1395 در دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر برگزار شد.

من خشک مقدس نیستم

 

آقا می‌گوید من خشک مقدس نیستم.

بعد هم پشت‌بند این جمله درباره اختلاط دو جنس حرف می‌زنند که از نظر اسلام چیز مناسبی نیست.

از تقوای شخصی حرف زده می‌شود و اینکه هر روز قرآن بخوانید؛ حتی یک‌صفحه، ولو نیم‌صفحه! 

 

دیدار جمعی از دانشجویان با رهبر انقلاب  1395/4/12

 

 

ادامه نوشته

چفیه و چادر !

 

فـکـر کـن ...  چـنـد چـفــیـه ،  خـونـی شـد ،  تــا ،  چـــادری ، خـاکـــی نـشـود ...

 

 

فـکـر کـن ...

چـنـد چـفــیـه ،

خـونـی شـد ،

تــا ،

چـــادری ، خـاکـــی نـشـود ...

وصیت های شهدا در مورد حجاب


«و تو اي خواهر ديني ام: چادر سياهي كه تو را احاطه كرده است ازخون سرخ من كوبنده تر است.»

(شهيد عبدالله محمودي)



«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، كه شماييد كه دشمن را با چادرسياهتان و تقوايتان مي كشيد.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مي بيني و دشمن تو را نمي بيند.»

(سردار شهيد رحيم آنجفي)



«حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست.»

(شهيد محمد كريم غفراني)



«خواهرم: از بي حجابي است اگر عمر گل كم است نهفته باش و هميشه گل باش.» (شهيد حميد رضا نظام)



«از تمامي خواهرانم مي خواهم كه حجاب اين لباس رزم را حافظ باشند.»

(شهيد سيد محمد تقي ميرغفوريان)



«خواهرم: هم چون زينب باش و در سنگر حجابت به اسلام خدمت كن.»

(طلبه شهيد محمد جواد نوبختي )



«يك دختر نجيب بايد باحجاب باشد.»

(شهيد صادق مهدي پور)



«خواهرم: حجاب تو مشت محكمي بر دهان منافقين و دشمنان اسلام مي زند.»

(شهيد بهرام يادگاري)



«تو اي خواهرم... حجاب تو كوبنده تر از خون سرخ من است.»

(شهيدابوالفضل سنگ تراشان)



«به پهلوي شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان مي دهم كه، حجاب را حجاب را، حجاب را، رعايت كنيد.»

(شهيد حميد رستمي)



«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان:بي اعتنايي شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.» (شهيد علي اصغر پور فرح آبادي)



«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوي معنويت و صفا مي كشاند.»

(شهيد علي رضائيان)



«از خواهران گرامي خواهشمندم كه حجاب خود را حفظ كنند، زيرا كه حجاب خون بهاي شهيدان است.»

(شهيد علي روحي نجفي)


«مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداكاري شما رشد پيدا كردم.»

(شهيد غلامرضا عسگري)


«اي خواهرم: قبل از هر چيز استعمار از سياهي چادر تو مي ترسد تاسرخي خون من.» (شهيد محمد حسن جعفرزاده)



«خواهرم: زينب گونه حجابت را كه كوبنده تر از خون من است حفظ كن.»

(شهيد محمد علي فرزانه)



« خواهران ما در حالي كه چادر خود را محكم برگرفته اند و خود راهم چون فاطمه و زينب حفظ مي كنند... هدف دار در جامعه حاضرشده اند.»

(رييس جمهور شهيد محمد علي رجايي)



جشن عقد در مزار پنج شهید گمنام - آمل



جشن عقد در مزار پنج شهید گمنام, آمل, حجاب در مراسم عروسی, عروس با حجاب و محجبه, دختر محجبه و با حجاب





جشن عقد در مزار پنج شهید گمنام, آمل, حجاب در مراسم عروسی, عروس با حجاب و محجبه, دختر محجبه و با حجاب




جشن عقد در مزار پنج شهید گمنام, آمل, حجاب در مراسم عروسی, عروس با حجاب و محجبه, دختر محجبه و با حجاب




جشن عقد در مزار پنج شهید گمنام, آمل, حجاب در مراسم عروسی, عروس با حجاب و محجبه, دختر محجبه و با حجاب





جشن عقد در مزار پنج شهید گمنام, آمل, حجاب در مراسم عروسی, عروس با حجاب و محجبه, دختر محجبه و با حجاب



جشن عقد در مزار پنج شهید گمنام, آمل, حجاب در مراسم عروسی, عروس با حجاب و محجبه, دختر محجبه و با حجاب



جشن عقد در مزار پنج شهید گمنام - آمل  

۱۱ فایده برای انجام امر به معروف و نهى از منکر، حتى اگر اثر نکرد



۱۱ فایده برای انجام امر به معروف و نهى از منکر، حتى اگر اثر نکرد:

 


۱) گاهی امر و نهی ما امروز اثر نمی کند، ولی در تاریخ روی فطرت و قضاوت دیگران اثر دارد. چنان که امام حسین علیه السلام در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شد، تا وجدان مردم در طول تاریخ بیدار شود.


۲) گاهی امر و نهی، فضا را برای دیگران حفظ می کند. چنان که فریاد اذان مستحب است، گرچه شنونده ای نباشد؛ ایستادن به هنگام قرمز شدن چراغ راهنمایی لازم است، گرچه ماشینی نباشد. زیرا حفظ قانون و فضای احترام به قانون لازم است.


۳) گاهی امر و نهی ما، گناهکاران را از گناه باز نمی دارد؛ ولی گفتن های پی در پی، لذت گناه را در کام او تلخ می کند و لااقل با خیال راحت گناه نمی کند.


۴)برای حفظ آزادی باید امر و نهی کرد؛ زیرا نگفتن، جامعه را به محیط خفقان و ترس و سکوت تبدیل می کند.


۵) امر و نهی برای خود انسان مقام آفرین است، گرچه دیگران گوش ندهند. قرآن می فرماید: « و من احسن قولاً ممّن دعا الی الله »


۶) امر به معروف و نهی از منکر، اگر در دیگران اثر نکند؛ لااقل برای خود ما یک نوع قرب به خداوند، تلقین و تمرین شجاعت و جلوه ی سوز و تعهد است.


۷) گاهی امر و نهی ما امروز اثر نمی کند، اما روزی که خلافکار در بن بست قرار گرفت و وجدانش بیدار شد، می فهمد که شما حق گفته اید. بنابراین اگر امروز اثر نکند، روزگاری اثر خواهد کرد.


۸) امر و نهی، وجدان انسان را آرام می کند، انسان با خود می گوید که من به وظیفه ام عمل کردم. این آرامش وجدان با ارزش است، گرچه دیگران گوش ندهند.


۹)امر به معروف و نهی از منکر، سیره ی انبیاست، گرچه دیگران گوش ندهند. قرآن می فرماید: « و اذا ذکّروا لا یذکرون » و یا بار ها می فرماید: مردم سخنان و ارشاد های پیامبران را گوش نمی دهند و از آن ها روی بر می گردانند. بنابراین ما نباید توقع داشته باشیم که همه به سخنان ما گوش بدهند.


۱۰) امر به معروف، اتمام حجت برای خلافکار است تا در قیامت نگوید کسی به من نگفت، علاوه بر آنکه عذری برای گوینده است تا به او نگویند چرا نگفتی؟


۱۱) هنگام قهر الهی، آمرین به معروف نجات خواهند یافت.

به نقل از کتاب دقایقی با قران از استاد قرائتی




به نقل از وبلاگ : جنبش دانشجویی حیا




حضور زنان محجبه در آزمون کارشناسی ارشد سال 1392



برگزاری آزمون کارشناسی ارشد سال 1392 صبح چهارشنبه 18 بهمن در سراسر کشور برگزار شد .

یا فاطمه (س) شعار ماست



راهپيمايي حجاب و عفاف پس از نماز جمعه در تهران



یا فاطمه(س) شعار ماست   ---------   حجاب افتخار ماست

Down With Israel


Down With Israel


غبارروبی گلزار شهدا توسط دختران گروه «کبوترانه»



به نقل از : چارقد



گزارشی از غبارروبی گلزار شهدا توسط دختران گروه «کبوترانه»






کجا بال کبوتر می‌فروشند؟


رنگ که گرفتی
پُررنگ که شدی

یادت می‌رود که خاک رنگی ندارد

که آب بی‌رنگ است

و همه‌ی تو از آب و خاک

یادت می‌رود که همین رنگ‌ها
فرصت انعکاس آسمان را

از روحت می‌گیرند

که خودت را

لابه‌لای هزاران حرف و اسم و حدیث

گم می‌کنی

که هر جا می‌رسی
رنگ‌ها را پس می‌زنی

و دنبال دلت می‌گردی

که دلت را بر‌می‌داری
و می‌زنی به آب

به خاک

به آتش…

تا رنگ‌ها بروند و

تو بمانی و دلت…

دلت که تشنه است

تشنه‌ی یک قطره باران…


کبوترانه گرد حریم امنی جمع شده‌اند
در بهشت؛
بهشتی که مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان است
و دارالشفای آزادگان.


هفته‌ای چند روز از شهر و رنگ و لعابِ گرفته‌اش جدا می‌شوند
و قلم به‌دست می‌گیرند
تا همان دم که رنگ بر حروفِ رنگ و رو رفته‌ی سنگ‌ها می‌زنند،
غبار ِنشسته از روزمرگی زندگی بر چهره‌ها و قلب‌ها‌یشان را پاک کنند.


این‌جا بهشت زهرای تهران است؛ قرار روزهای چهارشنبه‌ی دخترانی که دلتنگی‌های‌ هفتگی‌شان را برداشته‌اند و آمده‌اند تا گوشه‌ای با خود خلوت ‌کنند؛ خلوتی آغشته به رنگ سرخ… سپید… سبز…


«کبوترانه» نام گروه فرهنگی تعدادی از دختران تهرانی است، که در مناطق عملیاتی جنوب کشور، در ایام راهیان نور شکل گرفته. از اولین برنامه‌های این گروه، نوسازی و غبارروبی گلزار شهدای تهران، عیادت از جانبازان، و دیدار با خانواده‌های شهداست.

سارا که مدیریت بچه‌ها را به‌عهده دارد، می‌گوید: “قرار بر این است که در کنار این برنامه‌ها کلاس‌های مباحثه، اخلاق و خودشناسی با حضور اساتید برجسته و اعضا، در دفتر مرکزی گروه در بهشت زهرا برگزار شود.”



کــ ــجـ ـا گـ ـل‌هـ ـای پـَ ـرپـَ ـر مـ ـی‌فـ ـروشـ ـنــ ــد؟

شـ ـهـ ـادت را مـ ـکـ ـرّر مـ ـی‌فـ ـروشـ ـنـ ـد؟
دلـ ـم در حـ ـسـ ـرت پـ ـرواز پـ ـوسـ ـیـ ـد
کــ ــجـ ـا بـ ـال کـ ـبـ ـوتـ ـر مـ ـی‌فـ ـروشـ ـنــ ــد؟*


شما هم دلتان پــــرواز میخواهد؟
کـبـوتـرهـا
منتظرند…











شهدا و حجاب




*شعر از سیدحبیب نظاری


رهسپاریم با ولایت تا شهادت


رهسپاریم با ولایت تا شهادت


رهسپاریم با ولایت تا شهادت

حاج آقا باید برقصه ......

این مطلب رو تو یکی از وبلاگها دیدم دلم نیومد که نذارم

بخونین خیلی قشنگه...


این خاطره را همان سال 87 در اتوبوسی كه راهی نور بود، از یكی از راویان نورانی شنیدم كه خواندنش بعد از سه سال هنوز مو به تنم سیخ می‌كند... بخوانیدش كه قطعا خالی از لطف نیست:


"چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یكی از دانشگاه‌های بزرگ كشور آمده بودند جنوب. چشم‌تان روز بد نبیند... آن‌قدر سانتال مانتال و عجیب و غریب بودند كه هیچ كدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوق‌العاده خراب بود. آرایش آن‌چنانی، مانتوی تنگ و روسری هم كه دیگر روسری نبود، شال گردن شده بود.

اخلاق‌شان را هم كه نپرس... حتی اجازه یك كلمه حرف زدن به راوی را نمی‌دادند، فقط می‌خندیدند و مسخره می‌كردند و آوازهای آن‌چنانی بود كه...

از هر دری خواستم وارد شوم، نشد كه نشد؛ یعنی نگذاشتند كه بشود...

دیدم فایده‌ای ندارد! گوش این جماعت اناث، بده‌كار خاطره و روایت نیست كه نیست!

باید از راه دیگری وارد می‌شدم... ناگهان فكری به ذهنم رسید... اما... سخت بود و فقط از شهدا بر‌می‌آمد...

سپردم به خودشان و شروع كردم.

گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!

خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟

گفتم: آره!!!

گفتند: حالا چه شرطی؟

گفتم: من شما را به یكی از مناطق جنگی می‌برم و معجزه‌ای نشان‌تان می‌دهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا كردید، قول بدهید راه‌تان را تغییر دهید و به دستورات اسلام عمل كنید.

گفتند: اگر نتوانستی معجزه كنی، چه؟

گفتم: هرچه شما بگویید.

گفتند: با همین چفیه‌ای كه به گردنت انداخته‌ای، میایی وسط اتوبوس و شروع می‌كنی به رقصیدن!!!




اول انگار دچار برق‌گرفتگی شده باشم، شوكه شدم، اما چند لحظه بعد یاد اعتقادم به شهدا افتادم و دوباره كار را به آن‌ها سپردم و قبول كردم.

دوباره همه‌شون زدند زیر خنده كه چه شود!!! حاج آقا با چفیه بیاد وسط این همه دختر و...

در طول مسیر هم از جلف‌بازی‌های این جماعت حرص می‌خوردم و هم نگران بودم كه نكند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ نكند مجبور شوم...! دائم در ذكر و توسل بودم و از شهدا كمك می‌خواستم...

می‌دانستم در اثر یك حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آن‌ها بی‌حفاظ است...

از طرفی می‌دانستم آن‌ها اگر بخواهند، قیامت هم برپا می‌كنند، چه رسد به معجزه!!!

به طلائیه كه رسیدیم، همه‌شان را جمع كردم و راه افتادیم ... اما آن‌ها كه دست‌بردار نبودند! حتی یك لحظه هم از شوخی‌های جلف و سبك و خواندن اشعار مبتذل و خنده‌های بلند دست برنمی‌داشتند و دائم هم مرا مسخره می‌كردند.

كنار قبور مطهر شهدای طلائیه كه رسیدیم، یك نفر از بین جمعیت گفت: پس كو این معجزه حاج آقا! ما كه این‌جا جز خاك و چند تا سنگ قبر چیز دیگه‌ای نمی‌بینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع كردند: حاج آقا باید برقصه...






برای آخرین بار دل سپردم. یا اباالفضل گفتم و از یكی از بچه‌ها خواستم یك لیوان آب بدهد.

آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...

تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و معطر بهشت شد... عطری كه هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمی‌شود! همه اون دخترای بی‌حجاب و قرتی، مست شده بودند از شمیم عطری كه طلائیه را پر كرده بود. طلائیه آن روز بوی بهشت می‌داد...

همه‌شان روی خاك افتادند و غرق اشك شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای فرزند از دست داده ضجه می‌زدند ... شهدا خودی نشان داده بودند و دست همه‌شان را گرفته بودند. چشم‌ها‌شان رنگ خون گرفته بود و صدای محزون‌شان به سختی شنیده می‌شد. هرچه كردم نتوانستم آن‌ها را از روی قبرها بلند كنم. قصد كرده بودند آن‌جا بمانند. بالاخره با كلی اصرار و التماس آن‌ها را از بهشتی‌ترین خاك دنیا بلند كردم ...

به اتوبوس كه رسیدیم، خواستم بگویم: من به قولم عمل كردم، حالا نوبت شماست، كه دیدم روسری‌ها كاملا سر را پوشانده‌اند و چفیه‌ها روی گردن‌شان خودنمایی می‌كند.

هنوز بی‌قرار بودند... چند دقیقه‌ای گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت می‌كردند...

پرسیدم: به كجا رسیدید؟ چیزی نگفتند.

سال بعد كه برای رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها كرده‌اند و به جامعه‌الزهرای قم رفته‌اند ... آری آنان سر قول‌شان به شهدا مانده بودند ..."


شهیده مهین دانشیان

http://www.ammarname.ir/link/9811

http://hejabebanoo.mihanblog.com/post/117


به نقل از وبلاگ : آخرین جمعه

گل اسلان




حجاب و شهید گمنام





حجاب و شهید گمنام




ماجرای دختر ایرانی که به رییس جمهور کره جنوبی دست نداد

 

آزاده اسدنژاد دانش آموز گلستانی چندی پیش برنده مدال طلای جشنواره مخترعین کشور کره جنوبی به همراه سه تن از دوستان خود شد.


اختراع این دانش آموز که به کمک دو تن دیگر از دوستان دانش آموزخود به ثبت رسانده است نوعی آسفالت است که وظیفه جذب گازهای سمی و تولید اکسیژن و هوای پاک را برعهده دارد.

 

                    

 

اسد نژاد در زمینه حضور خود درجشنواره مخترعین کره جنوبی به برنا گفت: خوشحالم که توانستم در این جشنواره با یاری خداوند از میان 600 مخترع از 50 کشور مدال طلا را به همراه دو ایرانی دیگر کسب کنم و پرچم پرافتخار ایران را به اهتزاز درآورم و نماینده خوبی برای ایران باشم.

وی همچنین در خصوص مراسم اهدای جوایز گفت: در مراسم اهداء جوائز رئیس جمهور کره که توزیع مدال طلا را برعهده داشت خواست به من دست بدهد که من از دست دادن خودداری کردم که این مساله بسیار مورد توجه خبرگزاری ها قرار گرفت.

 

وی در تشریح این ماجرا می گوید:

 

روز اهدای جوایز که مصادف با عید غدیر بود، هیچ امیدی نداشتم بین این همه آدم دست بالا، جایزه ویژه را دریافت کنم وقتی صدایم کردند اصلا باورم نمی شد.

آن لحظه جمله ای از امام سجاد در ذهنم آمد؛ خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری، من چون تویی دارم و تو چون خود نداری. وقتی خواستم بروم جایزه ام را دریافت کنم، از خدا خواستم که ظرفیت همچین موفقیتی را به من بدهد.

زمانی که رییس جمهور کره دستش را دراز کرد که به من دست بدهد، شاید شعار گونه باشد، اما حضرت فاطمه(س) در ذهنم آمد که جلوی یک نابینا خودش را پوشاند.

من آن لحظه تنها ادای احترام کردم، اما دست ندادم. بعد از مراسم از ایشان معذرت خواهی کردم و گفتم این اعتقاد قلبی من بود. من نمی توانستم خیلی راحت از اعتقاداتم بگذرم.

 

 

شرکت دانشجویان در کاروان های راهیان نور

 

شرکت دانشجویان در کاروان های راهیان نور

مشارکت دختران محجبه پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا+عکس

مشارکت دختران محجبه پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا

لانه جاسوسی آمریکا

مشارکت دختران محجبه پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا

تسخیر لانه جاسوسی آمریکا

مشارکت دختران محجبه پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا

تسخیر لانه جاسوسی آمریکا

مشارکت دختران محجبه پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا

دیدار اعضای انجمن اسلامی دانشجویان اروپا با رهبر معظم انقلاب+عکس

دیدار اعضای انجمن اسلامی دانشجویان اروپا با رهبر معظم انقلاب+عکس

اعضای اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان اروپا بعداز ظهر یکشنبه ۱۱/۱۰/۱۳۹۰با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.

رهبری

 زینت زن=حفظ حجاب((Hejab pix))+عکس+پوستر

رهبری و دانشجویان

 

وبلاگی با مطالب بسیار خواندنی(توصیه میکنم حتما سر بزنید)

وبلاگی با مطالب بسیار خواندنی(توصیه میکنم حتما سر بزنید)

*********************************************************

اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

پاسخی به شبهات بیخدایان و افراد زندیق و افشای چهرۀ سکولاریسم

********************************************************

حجاب دختران دانشجو در روز دانشجو سال1390

زینت زن=حفظ حجاب((Hejab pix))+عکس+پوستر

زینت زن=حفظ حجاب((Hejab pix))+عکس+پوستر

حضور دانشجویان محجبه در سالروز 16 آذر1390

حضور دانشجویان محجبه در سالروز 16 آذر1390

زینت زن=حفظ حجاب((Hejab pix))+عکس+پوستر

وبلاگی برای شهدا

www.shahidanema.blogfa.com

دختران و حمل اسلحه در دانشگاه

آنچه می‌خوانید خاطره‌ایست از حجت الاسلام مسلم داوود نژاد، مشاور فرهنگی در دانشگاه‌های استان اصفهان که اینک به گوش جان می‌نیوشیم:

قبل از نقل خاطره بگویم که بعضی از کلاس‌های دانشگاه ما تا ساعت 10 شب ادامه دارد و این باعث مشکل برای خیلی از دختران شده است!

ساعت حدود 5 عصر بود و من مشغول نوشتن یک طرح برای باشگاه پژوهشی در کمیته‌ی فرهنگی بودم کاملاً تمرکز گرفته بودم که ناگهان یک دختر خانمی مانتویی با ظاهری بسیار نامناسب وارد اتاق من شد و سلام کرد!

جواب سلامش که دادم بدون مقدمه گفت :

«حاج آقا ببخشید می‌توانم به شما اعتماد کنم؟ بچه می‌گویند راز کسی را فاش نمی‌کنید !»

من هم به گونه‌ای که خیالش را راحت کنم محکم گفتم :

«مطمئن باش من در موضع مشورت به هیچ کس خیانت نمی‌کنم.»

همین که خیالش راحت شد چند لحظه‌ای سکوت کرد و بعد با احتیاط گفت :

«حاج آقا من یک سؤال شرعی دارم آیا دختران می‌توانند برای امنیت خود اسلحه همراه خودشان داشته باشند؟»

شما بودی چی می‌گفتی؟

من که از تعجب نمی‌دانستم چه بگویم تمرکز گرفتم و با تأمل گفتم :

«منظورت را واضح‌تر بگو»

آن دختر خانم که یک دیگر جرات حرف زدن پیدا کرد بود گفت:

«حاج آقا راستش را بخواهید من هر روز یک اسلحه رزمی امثال چاقو و ... با خودم دارم ولی می‌خواهم یک کلت کمری تهیه کنم!»

توی این دانشگاه ما چیزهایی آدم می‌بیند که در هیچ جای دنیا نمونه ندارد!

بنده‌ی خدا که منتظر موضع مخالف من بود با این حرف‌های من داشت شاخ در می آورد برای همین خیلی زود گفت: «چی؟ چه؟ چه اسلحه ایی مجاز است؟ اسمش چیه؟»

گفتم : «آخه چرا؟»

گفت : «حاج آقا من بعضی وقت‌ها که تا ساعت 9 یا 10 شب کلاس دارم وقتی به منزل برگردم نزدیک ساعت 11 شب می‌شود برای همین وقتی از دانشگاه به طرف خانه می‌روم در پیاده رو که پسرها اذیت می‌کنند و متلک می‌گویند وقتی منتظر تاکسی می‌شوم ماشین‌ها مدل بالا بوق می‌زنند و اذیت می‌کنند ! حاج آقا به خدا شاید وضع ظاهریم به نظر شما بد باشد ولی من اهل خلاف و رابطه‌های نامشروع نیستم من فقط دلم می‌خواهد خوش تیپ باشم !»

من هم بدون مکث گفتم : «خوب از نظر دین هیچ طوری نیست شما اسلحه دفاعی داشته باشید اصلاً همه دختران برای دفاع از خود باید نوعی اسلحه حمل نمایند ولی نه هر سلاحی یک نوع سلاح است که خیلی هم قدرت تخریب و دفاعی بالایی دارد»

بنده‌ی خدا که منتظر موضع مخالف من بود با این حرف‌های من داشت شاخ در می آورد برای همین خیلی زود گفت: «چی؟ چه؟ چه اسلحه ایی مجاز است؟ اسمش چیه؟»

دختر زن بد حجاب مزاحم

من که دیدم بدجوری عجله دارد گفتم :«اگر بگویم قول می‌دهی یک هفته استفاده کنی اگر جواب نداد دیگر استفاده نکنی»

بنده خدا خیلی هیجان زده شده بود گفت: «قول می دم قول می دم ... قول مردونه !»

گفتم : «اسم آن سلاح بی خطر و بسیار کار آمد چادر است! شما یک هفته استفاده کنید ببینید اگر کسی مزاحم شما شد دیگر هیچ وقت به طرفش نروید!»

با تعجب مثل کسی که ناگهان همه انرژی او کاهش پیدا کرده باشد گفت: «چادر! اخه چادر ...»

گفتم : «دیگه اخه ندارد یک هفته هم هیچ اتفاقی نمی‌افتد»

با حالت نیمه ناامیدی تشکر کرد و رفت.

و من ماندم و فکر مشغول که ای بابا عجب کاری کردم نکند بنده خدا دیگر هیچ وقت سراغ چادر نرود نکند از مشورت کردن با روحانی بیزار شود. حضرت وجدان من را سرگرم این فکرها کرده بود که یادم افتاد به حرف امام خمینی عزیز که فرمودند: «ما مأمور به وظیفه هستیم نه مأمور به نتیجه !»

لذا با خدای خودم خیلی خودمانی گفتم : « خدایا من سعی کردم وظیفه‌ام را انجام دهم انشالله مورد رضایت تو قرار گرفته باشد بقیه‌اش هم ،هر چه تو صلاح بدانی... »

مدت حدود یکی دو ماه از جریان گذشت و من به کلی فراموش کرده بودم تا اینکه روزی یک خانم محجبه به اتاق من آمد سلام کرد گفت : «حاج آقا می‌شناسی؟»

من هم هرچه فکر کردم به یاد نیاوردم برای همین گفتم : «بخشید شما را نمی‌شناسم»

گفت : «من همان دختری هستم که اسلحه به من دادی تا همراه خودم حمل کنم حالا هم که می‌بینید مثل یک بچه‌ی خوب، سلاح چادر حمل می‌کنم هرچند هنوز درست و حسابی چادری نشده‌ام! ولی مادرم خیلی دعاتون کرده چون که هر روز به خاطر چادر نپوشیدن من در خانه دعوا داشتیم .راستش حاج آقا خانواده ما مخصوصاً مادرم چادری هست و اهل مجالس مذهبی ولی من فرزند ناخلف شده بودم که حالا به قول مادرم سر به راه شدم»

هیچ وقت فکر نمی‌کردم دخترهای چادری این همه امنیت دارند! و این همه خیالشان از بابت مزاحم‌های خیابانی راحت است

من هم که حیرت زده شده بودم گفتم : « خوب برایم تعریف کنید چه شد که چادری بودن را ادامه دادی؟»

دختر زن حجاب چادر

مکثی کرد شروع به گفتن جریان کرد: « راستش حاج آقا وقتی از اتاق شما رفتم خیلی درباره حرف‌های شما با تردید فکر کردم ولی تصمیم گرفتم امتحان کنم برای همین چند روزی وقت برگشتن از دانشگاه به طوری که هم‌کلاسی‌ها متوجه نشوند مخفیانه چادر می‌پوشیدم ولی از وقتی که چادر بر سر می‌کنم ساعت 10 و یا 11 شب هم که از دانشگاه بر می‌گردم نه پسری به من متلک می‌گوید نه ماشین مزاحم بوق می‌زند اصلاً کسی تصور نمی‌کند که من چادری اهل خلاف باشم راستش را بخواهید بدانید

هیچ وقت فکر نمی‌کردم دخترهای چادری این همه امنیت دارند! و این همه خیالشان از بابت مزاحم‌های خیابانی راحت است

. کم کم جریان چادری پوشیدن من را بچه‌های کلاس متوجه شدند الان هم مدت‌ها است که دائم با چادر رفت و امد می‌کنم و از کسی هم خجالت نمی‌کشم البته فکر نکنید حالا دیگر بسیجی شده‌ام ولی قصد ندارم اسلحه ایی که تازه کشفش کرده‌ام را به این راحتی از دست بدهم. بعضی از دخترای کلاس متلک می‌گویند ولی بیچاره هاخبر ندارند من چه گنجی یافته‌ام. البته جریان را برای یکی از بچه‌ها که نقل کردم تمایل پیدا کرده برای فرار از دست مزاحم‌ها چادر بپوشد ولی خودش می‌گوید خانواده‌اش اصلاً اهل چادر و امثال چادر نیستند ولی فکر کنم تصمیم دارد چادر بخرد»

راستش را بخواهید من دیگر حرفی برای گفتن نداشتم برای همین فقط به حرف‌های او توجه می‌کردم دلم می‌خواست زودتر از اتاق برود تا اشک‌هایم سرازیر شوند.

وقتی از اتاق رفت تنها کاری که توانستم انجام بدهم سجده شکر بود.


 

منبع : گروه دین تبیان

مراسم ازدواج یک زوج دانشجو در جوار مزار شهدای گمنام دانشگاه تهران+عکس

مرتضی شرقی و مهناز مطلوب‌مقدم زوج دانشجوی دانشگاه تهران

مرتضی شرقی 26 ساله، دانشجوی مهندسی برق و مهناز مطلوب‌مقدم 20 ساله دانشجوی رشته علوم اجتماعی، زوج دانشجوی دانشگاه تهران

×××عکس های بیشتر×××

**********************************************

*******************************************

**************************

************************************************

مراسم ازدواج یک زوج دانشجو در جوار مزار شهدای گمنام دانشگاه تهران+عکس

×××عکس های بیشتر×××

زنان ترکیه حجاب را به دانشگاه ترجیح می دهند.

زنان ترکیه حجاب را به دانشگاه ترجیح می دهند.

زنان ترکیه حجاب را به دانشگاه ترجیح می دهند.

مراسم پرفیض دعای عرفه در دانشگاه تهران--زینت زن=حفظ حجاب ((Hejab pix))+عکس

مراسم پرفیض دعای عرفه در دانشگاه تهران--زینت زن=حفظ حجاب ((Hejab pix))+عکس

مراسم پرفیض دعای عرفه در دانشگاه تهران--زینت زن=حفظ حجاب ((Hejab pix))+عکس