وقتی چادر به سر میکنــی......
حرصش ميگيرد...تو را كه آنطور مي بيند تحقير ميشود!
به غرورش برمي خورَد كه تو تعيين ميكني، حد و مرزها را....
آنقدر مغرور است كه دلش مي خواهد هرچه دل خودش خواست انجام شود...
به دل تو هم كاري ندارد!
اصلا برايت ارزشي قائل نيست...
وقتي چادر به سر ميكني،
وقتي همه ي آن زيبايي ها و هديه هاي الهي را از چشمان پرطمعش مخفي ميكني،
يعني تو تعيين ميكني كه تو اي بيگانه!
چطور بايد به من نگاه كني و چطور بايد درباره ي من حرف بزني
و حتي چطور درباره ام فكر كني...
اينجا من مديرم!
منم كه تعيين ميكنم همه ي رابطه ها را... حد و مرزها را...
تو هيچ كاره اي...
به غرورت بَربُخورَد ..... چه بهتر!
تو دشمن آن چيزي هستي كه خدا به من ارزاني داشته.....

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ ساعت 12:37 توسط زینت زن=حفظ حجاب Hejab pix
|
این وبلاگ به نیت احیای امر به معروف و نهی از منکر در فضای مجازی و همچنین فضای حقیقی