ناهار با چاشنی حجاب!


محمدحسین رجایی، برادر بزرگ شهید رجایی : یک روز برادرم با فرزندانِ دایی بزرگم که با او هم سن بودند بازی می کرد. وقتی نزدیک ظهر شد همسر دایی ام که غذایی تهیه کرده بود، از بچه ها خواست برای صرف نهار به خانه بیایند.

وقتی کودکان بر سرِ سفره حاضر شدند، زن دایی دید تمامی بچه ها مشغول خوردن غذا هستند ولی محمدعلی لب به غذا نمی زند. با شگفتی پرسید: محمدجان مگر گرسنه نیستی؟

چرا چیزی نمی خوری؟ او که آن وقت ده یا یازده سال داشت پاسخ داد: زن دایی می شود خواهشی کنم، پرسید چه خواهشی؟

محمدعلی گفت:

چادرتان را سرتان کنید!

زن دایی وقتی دید یک بچه با این سن و سال متوجه مسائل مذهبی و رعایت حجاب است، چادر خویش را سر نمود تا او با آرامش بتواند غذای خود را تناول نماید.

******************

منبع : safirerahmat.blogfa.com