اجتماع شیرخوارگان حسینی
همزمان با فرارسیدن نخستین جمعه ماه محرم ۲۲ تير ۱۴۰۳ ، مراسم شیرخوارگان حسینی با حضور مادران و نوزادان در سراسر مصلاها و مساجد جامع سراسر کشور برگزار شد.





همزمان با فرارسیدن نخستین جمعه ماه محرم ۲۲ تير ۱۴۰۳ ، مراسم شیرخوارگان حسینی با حضور مادران و نوزادان در سراسر مصلاها و مساجد جامع سراسر کشور برگزار شد.







«فاطمه رحیماویان» عکاس خبرگزاری فارس که در حین حادثه و حمله تروریستی گروهک تکفیری به مردم بیگناه و رژه نیروهای مسلح در اهواز، صحنهها و تصاویری شجاعانه را از غیرت و رشادت مردم، سربازان و پاسداران خلق کرده بود، عصر دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷ با حضور در دفتر خبرگزاری فارس توسط پیام تیرانداز مدیرعامل این خبرگزاری مورد تقدیر و تجلیل قرار گرفت.
به بهانه شهادت "شهید حججی"، همسرجوانش جزئیاتی را از نحوه خبردار شدن از اسارت و شهادت این شهید را روایت میکند. در زیر قسمتی از این گفتگو را میخوانید.
▪️از اسارت محسن چطور باخبر شدید؟
▫️سه شنبه بود که عکس محسن را در تلگرام دیدم.
▪️همان عکس معروفی را که محسن را اسیر داعشیها نشان میدهد؟
▫️بله همان عکس را دیدم. من تلگرام محسن را روی گوشی خودم نصب کرده بودم، یک دفعه دیدم دریکی از گروههایی که با دوستانش داشت، عکسی را فرستادند و گفتند برای آزادی این اسیر دعا کنید. من عکس را باز کردم و دیدم این اسیر محسن من است.😔
▪️چه حالی داشتید؟
▫️انتظار اسارتش را نداشتم بهخاطر همین شوکه شدم اما چون محسن از من خواسته بود کمک کنم در مسیر شهادت باشد، آرزو کردم که به همان هدفش برسد .🕊
من میدانستم که اگر محسن الان هم شهید نشود،اول و آخر شهید میشود،چون مسیرش شهادت بود و با تمام وجودش شهادت را میخواست.🕊
▪️همسر شما در این عکسی که منتشر شده، آرامش عجیبی دارد، آنقدر که این آرامشش نظر همه را جلب کرده و در این چند روز خیلی ها از اسیری میگویند که بدون ذرهای ترس مقابل داعشیها ایستاده. خودتان محسن را در این عکس چطور دیدید؟
▫️همان طور که بود دیدم. شما این عکس را نگاه کنید، انگار نه انگار که شوهر من تیر خورده و اسیر دست داعشی هاست، عکس طوری است که انگار محسن، آن نیروی داعشی را اسیر گرفته . به چشمهای شوهر من نگاه کنید، اصلا ترس در این چشمها نیست، همهاش شجاعت است، دلیری است، محسن توی این عکس مثل کوه است، با صلابت است.✌️
بگذارید یک خاطرهدیگر برایتان تعریف کنم،من امسال به مناسبت روز مرد، یک انگشتر دُر نجف برای محسن هدیه خریدم ، روی این انگشتر «یازهرا» حکاکی شده بود. وقتی محسن میخواست برای بار دوم اعزام شود، همه انگشترهایش را درآورد، الا این یکی. گفت من این یکی را با خودم میبرم، من از اینها بهخاطر حضرت زهرا(س) کینه دارم،من تا لحظه آخر باید نشان بدهم که شیعه امیرالمومنین (ع) هستم. بعد من در این تصاویری که بعد از شهادت محسن از پیکر بیسرش منتشر شده،دقت کردم دیدم این انگشتر دستش نبود. مطمئتنم که داعشیها انگشتر او را از دستش درآوردهاند چون اسم حضرت زهرا(س) رویش حک شده بود.😔
▪️خبر شهادت محسن را کی شنیدید؟
▫️ساعت سه بامداد چهارشنبه...
من اصلا خواب به چشمم نمیآمد، بعد از اینکه عکس اسارتش را دیده بودم مدام فکر میکردم که الان محسن در چه حالی است، یک دفعه دیدم در گروه های تلگرامی زدند که شهید بیسر،شهادتت مبارک... 🕊🌷🕊
دیدم این شهید بیسر، محسن من است.😔 همان موقع فهمیدم که محسن به آرزویش رسید. من افتخار کردم که محسن شهید شده ،گفتم خدایا شکرت که محسن به آرزویش رسید.
همان موقع فکرکردم که چقدر شوهرمن پیش اهل بیت عزیز بود که از هرکدام یک نشانهگرفت و شهید شد. دیدم دشمن برای امام علی(ع) خنجر کشید، برای همسر من هم خنجر کشید، سر شوهرمن را مثل امام حسین(ع) ازتن جدا کردند، محسن مثل علی اکبر جوان بود، مثل حضرت زینب(س) اسارت کشید... دیدم ارادت شوهر من به اهل بیت آنقدر زیاد بود که از هرکدام یک نشانه گرفت و شهید شد.❤️
▪️یعنی تصویر پیکر بی سرهمسرتان را هم بعد از شهادت دیدید؟
▫️بله من تصویر بدن بیسرش را دیدم، خیلیها به من گفتند که این عکس را نبین، گفتند تو همان عکسی را ببین که محسن استوار ایستاده و اسیر شده، این یکی را نگاه نکن. اما من گفتم نه اینطور نگویید، مگر حضرت زینب(س) در مجلس یزید نفرمودند که «ما رایت الا جمیلا.» من هم هیچ چیز جز زیبایی در این مسیر، در این عکس نمیبینم.


پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
خانه اى كه كودك در آن نباشد ، بركت در آن نيست.
بَيتٌ لا صِبيانَ فيهِ لا بَرَكَةَ فيهِ (كنز العمّال: ج ۱۶ ص ۲۷۴ ح ۴۴۴۲۵)





اجتماع عفاف و حجاب در خیابان عفیفآباد شیراز

اجتماع مردمی حجاب و عفاف صبح یکشنبه بیستویکم تیرماه و با هدف گسترش این فرهنگ و مطالبه از مسئولان برای حفظ و صیانت از فرهنگ عفاف و حجاب در میدان فلسطین برگزار شد.
به منظور پاسداشت اندیشه و گرامیداشت شهدای فاجعه مسجد گوهرشاد و سایر شهدای مسیر عفاف و پاکدامنی از ۱۹ تا ۲۵ تیر به نام "هفته عفاف و حجاب" نامگذاری شده و برنامه های متنوع فرهنگی در این هفته برگزار می شود.



*** من خانواده ام را دوست دارم ***

*** من خانواده ام را دوست دارم ***

*** من خانواده ام را دوست دارم ***
*** من خانواده ام را دوست دارم ***

*** من خانواده ام را دوست دارم ***

*** من خانواده ام را دوست دارم ***

همزمان با برنامه شیراز در مشهد نیز در دبیرستان فردوسی جشنی برپا شد که رضاشاه در آن شرکت کرده و به والی خراسان دستور داد که در مراسم استقبال از او، دختران بی حجاب شرکت کنند
این امر موجب نگرانی شدید علما و مردم شد و آیت اللّه قمی طی تلگرافی انزجار خود را از این موضوع ابراز کرد، شاه در پاسخ اظهار داشت این کار بدون اطلاعش بود و حتی شخص رئیس شهربانی مشهد را مورد ضرب و شتم قرار داد.
از سوی دیگر گزارش مربوط به جشن کشف حجاب در تهران به مشهد رسید و مقارن با آن، آیت اللّه قمی نطقی ایراد کرده و حاضران گریسته بودند و ایشان تأکید نمود اسلام فدایی می خواهد و بر مردم است که قیام و عمل کنند و من حاضرم فدا شوم.
بالاخره یک روز دلم را زدم به دریا و به او گفتم :
فاطمه! از وقتی دیدمت یه سوال مثل خوره رو عصابمه.
می دونم چیز بی اهمیتیه اما دلم می خواد بپرسم و خودم رو راحت کنم.
تو چرا چادر سر می کنی؟

در فكر ديگران و براى ديگران
روزى امام حسن مجتبى عليه السلام وارد اتاق مادرش ، حضرت زهراء عليها السلام گرديد، ديد كه مادرش در حال ركوع نماز است و براى مردها وزن هاى مؤ من با ذكر نامشان دعا مى كند.
گوش كرد، كه ديد مادرش فقط براى ديگران دعا مى نمايد و براى خويش ، هيچ دعائى نمى فرمايد، جلو آمد و اظهار داشت : اى مادر! چرا مقدارى هم براى خودت دعا نمى كنى همان طورى كه براى ديگران دعا مى نمائى ؟
حضرت زهراء سلام اللّه عليها پاسخ داد: اى فرزندم ! اوّل ما بايد به فكر نجات همسايه باشيم و سپس براى خودتلاش و دعا كنيم .(26)


🔼 استاد در حال صحبت بود و میگفت: «بچهها چه موقع از انسان، چیزی کم میشود؟» .
یکی گفت: «وقتی مثلاً رژیم بگیرد وزنش کم میشود.» .
دیگری گفت: «وقتی مثلاً پولش را گم کند» .
آن دیگری گفت: «وقتی ...» .
🔼و استاد گفت: «آیا فقط در مادیات است که از انسان چیزی کم میشود؟» .
بچهها ساکت ماندند و به فکر فرو رفتند
.
🔼استاد: «مثلاً آیا اگر رفتاری ناشایست و خلاف اجتماعی از ما سربزند آبرویمان کم نمیشود؟
اگر یکی از رازهای مهم خود را با نااهل مطرح نماییم چیزی از ما کم نمیشود؟ .
اگر دروغ بگوییم ،
اگر حسادت و کبر بورزیم؛. فخر فروشی کنیم؛. خودستایی کنیم؛ اگر... .
آیا به نظر شما در این حالات چیزی از انسان کم نمیشود؟»
زمزمهای عمومی شکل گرفت و تقریباً همهی بچهها با کلام یا علامت سر به نشانهی تایید با استاد همراه شدند و اینجا بود که استاد گفت:
عزیزانم!
.
آن آقا پسری که با نگاه هوس آلود به دختری نگاه میکند آیا از او چیزی کم نمیشود ؟
«عزیزان! آن دخترخانمی که با ظاهری بد و با حجابی ناقص در خیابان ظاهر میشود و خود را در معرض نگاههای مسموم و هوسآلود قرار میدهد نیز در حال کمشدن است؛
کمشدنِ وقار و سنگینی
👈کمشدن عفت و پاکدامنی
و از همه مهمتر،
کمشدن اعتبار در نزد حضرت حقتعالی و ..👉
پس چرا گاه میگوییم:
«مگه با نگاه مردم چه چیزی از ما کم میشود؟».❗
یادمان باشد:
«کم شدن» فقط کاسته شدن از وزن یا ثروتِ انسان نیست... .
در بخش مستند جبهه فرهنگی لوح افتخار اول این بخش به «مسیر هشت میلیمتری» به کارگردانی محمد صفا، و دومین لوح افتخار به «از ساقه تا صدر» به کارگردانی امیر مهریزدان هدیه شدو مهر یزدان هدیه خود را به فرزند شهید صدرزاده تقدیم کرد. این اقدام با واکنش شگفتانگیز حاضران در سالن مواجه شد. فانوس این بخش به اثر «معلم» به کارگردانی محسن اردستانی رستمی و جایزه ویژه هیأت داروان به «بار دیگر مردی که دوست میداشتم» به کارگردانی محمدحسن یادگاری تقدیم شد.
او پس از دریافت جایزه خود از خانواده نادر ابراهیمی و ابراهیم حاتمیکیا به دلیل همراهیهایشان تشکر کرد و بااشاره به خانوادههای شهدا که در دو ردیف اول نشسته بودند، گفت : امیدوارم به سیمرغ حقیقی برسیم که این بزرگواران رسیدند (اشاره به خانواده های شهدای حاظر در مراسم) و نه سیمرغ بلورین که شاید ارزشی نداشته باشد.
در آئینی باشکوه و معنوی که با حضور مدیر آموزش و پرورش لارستان، رئیس اداره ارشاد و فرهنگ اسلامی لارستان، مدیران، معلمان، دانشآموزان و خانوادههای آنان در حسینیه سیدالشهداء لار برگزار شد، ۶۰۰ دانشآموز دختر لارستانی به سن تکلیف رسیدن خود را جشن گرفتند.



بعضی وقتها که دل چادرم از اینهمه طعنه و تهمت می شکند ...
بر می دارمش با هم می رویم گلزار شهدا
چند تا وصیت نامه هم برایش می خوانم
حرفهای قشنگشان را برایش تکرار می کنم
دل دو تایمان باز می شود ...
عاشق تر از همیشه بر می گردیم خانه...
فقط کاش قسمتم بشود ببرمش مدینه
تا داستان مظلومیت بی بی را با چادر خاکی برایش تعریف کنم...
حرفای یه دختر چادری تو شبکه مجازی که بیشترین لایک گرفت
.
.
.

شما ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭙﯽﮐﻪ ﺗﻮ خیابون ﻣﻨﻮ ﭼﭗ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ!ﺑﺒﯿﻦ ﻋﺰﯾﺰﻡ ...
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮَﻣﻪ ﻋﻘﻠﻢ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﺗﺮِ!
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ ﺭﻭﺷﻦ ِ...
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﮔﺮﻣﻪ! ﺍﺻﻦ ﺩﺍﻏﻪ ! ﻻﮎ ِﻗﺮﻣﺰ ﻧﻤﯿﺰﻧﻢ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻡ ﻻﮎ ﭼﯽ ﭼﯿﻪ ﻫﺎ!
ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯽ ﻻﮎ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ ! ﺧﻮﺑﻢ، ﺑﻠﺪﻡ ﺑﺰﻧﻢ
ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ، ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﻧﺘﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺗَﻨَﻤﻪ ﺯﺷﺘﻪ، ﻧﭻ! ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﭘﻮﻝ ﻣﺎﻧﺘﻮﻣﻮ
ﺩﺍﺩﻡ! ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺑﯿﻨﯿﺶﺣﺎﻻ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻫﯿﭽﯽ..ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺸﮑﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﮔﺮﻭﻥ ﺷﺪﻩ؟؟
ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﺳﺮ ﻧﮑﺮﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺗﺮﻩ
ﺍﮔﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻝ ﻣﯿﺨﺮﯼ ۵ ﺗﻮﻣﻦ٬ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺎﻝ ﺑﺨﺮﻡn ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﻭﺣﺮﺍﺭﺕ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﭼﺮﻭﮎ ﻧﺸﻪ!
ﮐﻪ ﺑﺎﻓﺘﺶ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻟﺒﻪ ﺍﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺍﯾﺴﻪ
ﺑﺒﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻭ ﮐﻔﺶ ﻗﺮﻣﺰﻡُ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻭﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺳﺖ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻏﺭﻭﺭِ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡﻭ ...
ﺍﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺩﻟﻢ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﯾﻪ " ﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ" ﺑﺎﺷﻢ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺷﻢ
چون بهم ثابت شده ک هرچی تنگتر بپوشم بالاتر نیستم...بلکه کالاترم....چون یادگرفتم که
(( جنس ارزون مشتری های زیادی داره ))
⛔️هر روز شالهایتان عقب تر
⛔️مانتوهایتان چسبان تر
⛔️ ساپورتتان تنگ تر
⛔️رژ لبتان پررنگتر میشود
❓بندهی کدام خداییید؟🔴
❓دل چند نفر را لرزاندهاید؟🔴
❓کدام مرد را از همسر خود دلسرد کردهاید؟🔴
❓چند پسربچه را به سمت پنهانی دیدن عکس و فیلم مستهجن سوق دادهاید؟🔴
❓چند جوان را به سمت خودارضایی و زنا سوق داده اید؟🔴
❓اشک چند پدر و مادر و همسر شهید را درآوردید؟🔴
❓چند دختر بچه را تشویق کردهاید که بعدها بی حجابی را انتخاب کند؟🔴
❓چند زن را به فکرانداختهاید که از قافله مد عقب نمانند؟🔴
❓آه حسرت چند کارگر دور از خانواده را بلند کردهاید؟🔴
❓پا روی خون کدام شهید گذاشتید؟🔴
❓باعث دعوای چند زن و شوهر، بخاطر مدل تیپ زدن و آرایش کردن شدید؟🔴
❓چند زوج را بهم بی اعتماد کردهاید؟🔴
❓ نگاههای یواشکی چند مردی که همسرش دارد کنارش راه میرود، به تیپ و هیکلت افتاد؟🔴
⛔️نگاه های هوس آلود چند رهگذر و...
🚫چطور؟
🔥بازهم میگویی، دلم پاک است!
🚫چادری ها بروند خودشان را اصلاح کنند؟
😑بازهم میگویی، مردها چشمشان را ببندندنگاه نکنند؟
🚫جامعه چاردیواری اختیاری تو نیست❗️
🔻 من اگر گوشه ای از این کشتی را سوراخ کنم، همه غرق میشوند.
🔥میتوانم گاز سمی اسپری کنم و
بعد بگویم،شما نفس نکشید؟
⛔️چرا انقدر در حق خودت و دیگران ظلم میکنی؟⛔️
ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ "ﻋﻠــﻲ(ﻉ)" ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ ،
ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛
ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ "ﺣﺴﻴـــﻦ(ﻉ)" ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ ،
ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛
ﻭﺍﻱ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻣﻬـــﺪﻱ(ﻋﺞ) ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ،
ﻟﻌﻨﺘﻤﺎﻥ ﻣیکنند…
...اللہم عجل لولیڪ الفرج...
اگریک نفررابه او وصل کردی
برای سپاهش توسردار یاری
به نقل از : پرنیانی در ولایت افق

🌸 حجاب ، یکی از پیام های عاشورا 🌸
یزید فاجعه کربلاء را با تبلیغات فراوان پیروزى خواند و مردم را براى تماشاى پیروزیهایش دعوت کرد، به محض اینکه قافله اسراءنزدیک شهر دمشق رسید ، ام کلثوم نزد شمر آمد و فرمود:
ما را از راهى ببر که تماشاچیانِ کمترى جمع شده اند و سرهاى مطهّر شهیدانمان را از بین محمل و کجاوه هاى ما جدا کن و آنها را در جلو قافله حرکت بده تا توجّه مردم به دیدن آنها جلب گردد و صورت دختران پیامبر از نگاه نامحرمان محفوظ بماند.
ام کلثوم اینگونه مسؤلیت خویش را ادا نمود ولى به این در خواست توجهى نگردید.
⭕قافله اسیران به شهر شام داخل شد سهل بن سعد ساعدى مى گوید:
ناگاه دیدم زنانى بر شتران بى روپوش سوارند نزدیک شدم واز نخستین زن پرسیدم کیستى ؟!
گفت : سکینه دختر امام حسین (ع ) هستم.
گفتم : آیا حاجتى دارى تا برآرم که من سهل بن سعد ساعدى هستم جّد تو را دیدم و حدیث او را شنیدم.
گفت : اى سهل به حامل این سر بگو که آنرا پیشتر بَرد تامردم مشغول نگریستن آن شوند و به اهل حرم (ناموس) پیغمبر(ص) نگاه نکنند.
سهل مى گوید: چهار صد دینار دادم تا سر را جلوتر بُردند.
قافله اسیران را نزد یزید آوردند زینب (علیهاالسلام ) لب به اعتراض گشوده فرمود:
اى پسر آزاد شده !! آیا عدالت اینستکه زنان و کنیزانت را در پشت پرده و مارا در بین نامحرمان جا داده اى ؟
امّا سکینه (علیهاالسلام ) اندوه جانکاهش را با گریه اظهار مى کند.
وقتى یزید از او پرسید: چرا گریه مى کنى ؟
فرمود: چگونه گریه نکند کسى که روپوشى ندارد تا با آن صورتش را از تو و نامحرمانى که در مجلس تو حاضرند بپوشاند؟
✘ آرى او مى گرید که چرا روپوشى برصورت ندارد.
و بدینسان یکی از پیام های مکتب عاشورا نیز حفظ حجاب است .
⚠منبع:
فلسفه حجاب ، ص۸۱
به نقل از صفحه ی ─═हई♚پرنسس های چادری♚ईह═─

در لغت نامه خود ، حجاب را مهربانی معنا کن...
اینکه وجدانت اجازه ندهد پسری را به گناه بیندازی و دختری را به رقابت برای به شکل تو در آمدن....
اینکه وجدانت اجازه ندهد مرد متاهلی حتی لحظه ای را با فکر به تو بگذراند....
حجابی را که شبکه های ماهواره ای با مهربانی به جوانان ما هدیه داده اند را باید با مهربانی به آنها برگرداند...!!!
حجاب را مهربانی معنا کن...
************************************
دلنوشته:
واقعا وضع حجاب دختر ها جوری شده واسه منی که دخترم وقتی میبینمشون خجالت میکشم ،
رنگم میپره ،
اخه این چه وضعشه ، چرا یکی نیست تذکر بده ،
چرا داره اینطوری میشه ،
مردا پس غیرتتون کجاست؟
دخترا ، مادرا ، عفت و حیا تون کجاست؟
یا صاحب الزمان ❤(عج) تعجیل کن ، خسته شدیم.
منبع : صفحه پرنسس چادری در اینستاگرام