صاحب موکب می‌رود و اندکی بعد یک چای می‌آورد که زیر استکان آن چندهزار دینار عراقی است. با شرم و حیای خاصی آن را تعارف می‌کند و می‌رود. زائر ایرانی گیج و مبهوت مانده، مانند کشتی‌گیری که ضربه‌فنی شده، توان بلند شدن از تشک را ندارد.